انتزاع مستهجن

IMG_4223

‎جنده های جهنمی بخارست، من همسفر راه تاريك تون. سُرنگ و كاندوم و ماه لخت شب، دعای شب فرشته های نجس شهرتون. تا كامل شدن قوس مهتاب و صد هزار چراغ قرمز، دامن قرمزت پر ميشه از ردّ كفش های كثيف مُرده های مرد نمای بلوك شرق. چراغ ها سبز ميشن و چاقوی جاكش ها تون خونی، من هم يك تكه سنگ ميشم بيخ ديوار قمار بازها. دم سحر، بازنده ها و سگ ها ميشاشن روی ديوار و سنگ هاش، وضوی گرم تن، پياده تا خونه با ناخون های سرخ و خاكی‫.‬

‎بخارست ‫-‬ تابستان ۱۳۹۳


Comments are closed.