نیکولای

IMG_5171‎ماشين خانواده كولى “سندو” كه باهاشون زندگى ميكنم باتريش تموم شده بود. با بچه هاى محل تا يه سر بالايى هلش داديم و با كمك سرازيرى و هل دسته جمعى ماشين بالاخره جون گرفت. اين بچه ها روزهاشون رو تو سه تا خيابون روستا به شب ميرسونند و بعضى هاشون هم نوازندگى رو از سن و سال پايين از پدر ها و برادرها شون ياد ميگيرند. براى يك آدم كولى، نوازندگى يكى از معدود حرفه هايى هست كه به واسطه اش احترام جامعه اى كه نسبت بهشون تبعيض تحميل ميكنه رو تا حدى به دست ميارند. “نيكولاى نياكشو” كه سال ٢٠٠٢ فوت كرد، يكى از بهترين ويولونيست هاى كولى دنيا بود. من سالهاست كه شيفته موسيقى اش هستم و همين باعث شد كه به دهات كِلِجان سفر كنم. “تاگوى سندو” (اینجا را کلیک کنید) تنها فرزند نيكولاى هست. من در اتاقى ميخوابم كه در خانه نيكولاى مرحوم هست. او كه زمان ديكتاتورى “چايچسكو” در فقر شديد به سر ميبرد، سال ١٩٨٩ با سقوط ديكتاتورى، آهنگ “بالادِ چايچسكو” رو در همين خونه خلق كرد… ترانه اى تلخ و آسمانى. شب اولم در اينجا، در زمستان سرد رومانى، روى تخت بين خواب و بيدارى بودم كه بدون شنيدن صداى باز شدنِ در، حضور پيرمردى رو در اتاق حس كردم. كمى بعد، شناور در مرز نيم هوشيارى، لحافم رو كمى جابجا كرد تا پاهام رو بپوشونه. با چشمهاى نيمه باز، در حسى فرزندانه رها شدم و صبح بعد، انگار جايى در دورى حافظه ام، نيكولاى رو بيش از پيش ميشناختم‫.‬

‎دهات کلجان ‫-‬ تابستون ۱۳۹۳

Comments are closed.