نزول خورِ دهات

IMG_5203‎شرخر دهات با زنش و پسرش، سرى به خونه “تاگوى” زد تا طلبش رو بگيره. تقريبا هر روز با ماشين لندهور استيشن اش، سرى به راسته كولى ها ميزنه و پول هاش رو كه قرض داده ميستونه. آدم هايى مثل اين، تو اين منطقه زيادند. از فقر و آشفتگى زندگى كولى ها كه در چرخه ابدى مشكلات افتاده اند، سؤ استفاده ميكنند و با ربا خوارى با سودهايى بس سرسام آور، بيشتر و بيشتر در چاه عميق بدهكارى گرفتارشان ميكنند. تلخى و شايد طنز سياه ماجرا در اينجاست كه اكثرشان هم كولى اند كه به جان هم مسلكان خود افتاده اند و خونشان را ميمكند. شايد در اين دوره و زمانه، هم مسلك و هم سفره بودن ديگر هيچ تفاوتى نميكند و مرزهاى مجازى وجدان، بيش از پيش در اضمحلال افتاده اند. شايد هم من احمقى بيش نيستم با تصوراتى ساده لوحانه كه روزى مراودات آدم ها، مرز و امنيتى بيشتر از امروز داشته. تو رو نميدونم، ولى بدون تصورات ساده لوحانه، زندگى خيلى از رنگ هاش رو براى من از دست ميده‫.‬

‎دهات کلجان ‫-‬ تابستون ۱۳۹۳


Comments are closed.