جایی بین تهران و بخارست

IMG_6077 ‎اسمش بماند، ٢٩ سالشه و اهل فرانسه. تنها نشسته بودم تو كافه كه با يك جمع از بچه هاى نقاش كه يكيشون رفيقمه، اومد و نشستن كنارم. شش ماه رومانى مى مونه و واسه شركت “كِى پى اِم جى” كار ميكنه. يكى از چهار شركت اول جهان كه امور مالياتى بزرگترين كمپانى هاى دنيا رو اداره ميكنه. كى پى ام جى بارها به خاطر فساد مالى و كمك به ثروتمند ترين شركتها براى پنهان كردن درآمد واقعى، در چندين كشور دنيا تحت تعقيب قرار گرفته و جريمه هاى هنگفتى پرداخته كه البته در برابر ثروتش ناچيزند. اين شركت، يكى از متوليان سقوط اقتصاد آمريكا در ٢٠٠٦ شناخته شده كه ميليون ها آمريكايى رو بيكار و باعث از دست دادن خونه هاشون شد (در ويكيپديا و غيره بخوانيد). چند ساليه كه چشم طمع اين شركتها به رومانى افتاده و سفره شون رو باز كردند اينجا. پسر به ظاهر متينى بود و بسيار جذاب. در صحبت هاش با بقيه كه محو لهجه سكسى فرانسوى اش بودند، از طرح “تتو” هاى پاهاش و سفرهاش به استراليا و تايوان و… ميگفت و من، مثل پيرمردى عبوس، رفتم تو اين فكرها. به خودم گفتم كه آدم ها رو نميشه به اين سادگى ها قضاوت كرد. ولى از يك طرف به هم ميزى هاى هنرمندم نگاه ميكردم و اينكه بيشترشون با مشكلات مالى دست و پنجه نرم ميكنند و ٪٢٥ از خاك مملكت شون رو كمپانى هاى چند مليته خريدند و… به خودم تلنگر زدم كه اسى، انصافا ته ته اش، به قد و هيكلش حسوديت شده و دنبال بهونه ميگردى؟ اصلا به تو چه كه يارو چيكارست؟ شايد با پولهاش يتيم خونه بزنه… وقتى كه همه پياده ميرفتيم سمت پارك، جلوى يك نقاشى بزرگ ديوارى كه مصيبت تسخير دنيا توسط اين شركت ها رو با طنزى سياه به تصوير كشيده بود، كاملا بى اجازه اين عكس رو ازش گرفتم. قبل از خداحافظى، تنهايى گيرش آوردم و ازش پرسيدم: اينكه كمپانيت باعث بيچاره شدن آدمهاى ديگه ميشه واست اشكالى نداره؟ با همون لحن آروم اش گفت: بهش فكر كردم، و به اينجا رسيدم كه اگر به خاطر پول درآوردنم يكى به گا بره، برام اهميتى نداره‫.‬

‎بخارست ‫-‬ تابستان ۱۳۹۳

Comments are closed.