باغچه هاى فرارى

IMG_8194

 

چهل و اندى سال پيش، مردى از اهالى ايالت اينديانا، به عنوان يكى از كارگران آهن و استيل در ساختِ بلندترين ساختمان جهان استخدام شد. ساختمان “ويليس تاور” كه تا پارسال همچنان بلندترين ساختمان آمريكاى شمالى بود، هنوز نماد شيكاگو باقى مانده. ده سال بعد از افتتاح اش در سال هفتاد و سه ميلادى، نوه آن كارگر در يكى از حومه هاى شيكاگو به دنيا آمد. از زمانى كه دختر بچه اى بيش نبود، وقتى به ديدنشان ميرفت، در كنار مادربزرگش به رسيدگى در باغچه كمك ميكرد و از آنجا با گياهان أنس گرفت. مادربزرگ باغچه دارش به تازگى در سن هشتاد و نه سالگى از دنيا رفت. رِيچال سى و دو ساله، امروز گياه شناس است و مديريت شركت تحقيقاتى “نگرانِ گياهان” را به عهده دارد. كارشان جمع آورى اطلاعات درباره گياهان نادر و در حال انقراض در مناطق مجاور شيكاگو است و بعد از شناسايى مكان گونه ها، به مطالعه زيستگاه و محيط اطراف و عوامل تاثيرگذار بر بقايشان ميپردازند. بيشتر جستجوگران داوطلب اند و با دستگاه جى پى اس موقعيت گياهان را ثبت ميكنند. سود مالى از اهداف اين شركت كوچك نيست و توسط چند مؤسسه حمايت مالى ميشود. رِيچال چند سالى به عنوان محقق در اينجا مشغول كار است و از زمستان به مديريت ارتقا پيدا كرده. البته به مسئوليت هايش تنها اضافه شده و همچنان به جستجو و تحقيق گونه ها ميپردازد. پرسيدمش در كدام مناطق اين گياههاى كمياب بيشتر پيدا ميشوند. گفت: در كنار كارخانه هاى ذوب آهن و استيل و مناطق صنعتى، و در كنار نيروگاه هاى هسته اى. به نظر مى آمد كه اين گل ها و گياه ها در جوار همان بناهايى خانه امن شان را پيدا كرده اند كه خود بانى آسيب به طبيعت و آلودگى زيستگاه شان اند. همان كارخانه هايى كه برج هاى طويلى مثل “ويليس تاور” را به وجود آورده اند كه معمارانش، از زندگى در نزديكيشان پرهيز ميكنند و اكنون، پناهگاه گل ها و گياهانِ فرارى از دست تخريب آدمها شده اند. در ذهنم به دنبال مثالى گشتم كه اين همجوارى عجيب را همراهى كند، قصه و افسانه اى كه شرح اين احوال باشد. دريغ از اين تخيل پوشيده از گرد و غبار

شیکاگو – پاییز ۱۳۹۳

 

Comments are closed.