پارك كردن ساز ممنوع

IMG_8696‎چطورى؟ چايى رو بريز تا واست يه قصه بگم. يه شب خنكِ مشتى، ساز رو انداختم صندوق عقب رخشِ روغن سوخته و دنده يك و دو و لايى كشون و دست انداز پرون، رسيدم محله هيپى ها و نيجريه اى ها. با گروه ساز شيپورى مون تو يه سالن خفن كنسرت داشتيم. چرا پز الكى بدم. از اين كنسرت ها اينجا زياد دادم ولى از هر ده تا يكيش به تعريف كردن ميارزه. بيشترشون نه پول درست ميدن نه تماشاگر داره. البته شام ماكارونى و سالاد با آبجو دادن و ما هم هيئتى ريختيم سر قابلمه. بعد از ما گروه شونزده نفره به اسم “تخطىِ محيط زيستى” اجرا كرد. از لباس دزد دريايى و هلاهوپ باز تا ماسك خرگوشى توشون هست و موزيكشون تلفيق سيرك و ارتشى. آخر شب پشت سِن به جِف (همون جعفر خودمون) و دم و دستگاهِ دست سازش كه تنش ميكنه و تركيبى از ساز كوبه اى و سنتور چوبيه گير دادم. متولد ايالت ميشيگان، پنجاه و چهار ساله، دهه هشتاد ليسانس زبون روسى و اقتصاد گرفت و از اون موقع عشق ساز كوبه اى داشت. بعد فوق ليسانس تجارت گرفت و تو يكى از خفن ترين شركت هاى تبليغاتى مدير بخش تبليغات لوازم آرايشى و فٓشن بود. سال هشتاد و پنج ميلادى توسط دوست پسرش به ويروس ايدز مبتلا شد. البته دوست پسرش نميدونست و چند وقت بعد هم از شيكاگو رفت. اون سالها كه درمان اچ آى وى هنوز در مرحله آزمايشگاهى بود، جف براى آزمايش هر دارويى داوطلب ميشد و موش آزمايشگاهى بود. اوايل دهه نود هم حالش به وخامت گذاشت و از شركت اش استعفا داد. امروز به نوازندگى آماتور و جمع آورى و تعمير سازهاى كوبه اى عتيقه و نقاشى مشغوله و با خونه اى كه چند سال پيش خريده اموراتش ميگذره و هر روز قرصهاشو ميخوره. چند وقتيه كه بعد از يك رابطه شونزده ساله دوباره مجرده. گفتم اصلا بهت نمياد كه بالاى پنجاه باشى. كدوم مرحله زندگيت رو بيشتر دوست دارى؟ گفت الان. شايد درآمدم خيلى كمتره ولى كارم با دلم موازيه. گفتم: اون سالهايى كه ايدز هيج درمانى نداشت چطور بود روانت؟ گفت: از اكيپ شصت هفتاد نفره ما فقط سه نفرمون زنده مونديم. يك سرى سريع مردند و بقيه به تدريج. اول ها من آرزوم اين بود كه پنج سال ديگه عمر كنم. سخت بود. ولى در دونستن اينكه مدت زيادى زنده نخواهى موند يك حس آزادى نهفته كه خيلى از دغدغه هات رو از بين ميبره. دغدغه هايى كه مال آينده هاى دورند و به خاطرشون، زندگى در زمان حال رو از دست ميدى‫.‬

‎شیکاگو ‫-‬ پاییز ۱۳۹۳

Comments are closed.