سلطان گربه هاى خيابونى

IMG_9511

‎اولين بار “كارل” رو دوازده سال پيش ديدم. هر دو تو خيابونهاى مركز شهر با دوچرخه هامون كوله به پشت و بيسيم كه با كش و تيوپ به بازو ميبستيم و آدرس ها رو ميگرفتيم، از بين ماشينها و عابرها لايى ميكشيديم و از دفترهاى ساختمون ها و آسمون خراش ها بسته و نامه جابجا ميكرديم. به امثال ما ميگفتن گربه هاى خيابونى. تو تابستون و زمستون، زير آسمون صاف و طوفانى، از ساعت نه تا پنج، سرتاسر مركز شهر رو با دوچرخه هاى كورسىِ دست ساز و دست دوم پا ميزديم و تو آسانسور ها، قاطى وكيل ها و دلالان سهام و كارمندها و … بالا ميرفتيم و بسته به دست دوباره راهى خيابون ميشديم. يه گوشه دنج كنار ساختمون شهردارى پاتوق مون بود و موقعى كه كار ميخوابيد همه اونجا ميپلكيديم. بعد از كار هم با دوچرخه ميرفتيم انواع و اقسام مهمونى ها و اجراهاى زيرزمينى و همه هواى همو داشتيم. تقريبا تمام هم دوره اى ها از جمله خودم، سالهاست مشغول كار و زندگى ديگه اند. امشب بعد از يكى دو ساعت ولگردى تو خيابون هاى خالى و مسخ شده، جلوى ميكده “جغد” دوباره ديدمش. تكون نخورده بود. تو اين سالها، بارها موقع مسافركشى ميديدمش ولى جريان پر جبرِ ترافيك مجال ايستادن نميداد. با كوله مخصوص به پشتش، لباسهاش كه خاك خيابون داشت، و دستهاى چرك اش، ميدونستم كه كارش هنوز همونه. سيگار اشنو ويژه اش رو كه چاق ميكرد ازم پرسيد هنوز موزيك كار ميكنم يا نه. تعريف كردن ده سال زندگى ام رو براش خلاصه كردم و گفتم آره. واسم از عشق هميشگى اش به ضبط آنالوگ گفت و اينكه هنوز تو خونه اش با كاست و ميكسرهاى عتيقه، موزيك هيپ هاپ اش رو ضبط ميكنه. چند تاشو از گوشى اش واسم گذاشت. صداهايى بكر كه انگار هنوز متعلق به خيابونها بودند و از موج همه گير تجارى شدن هيپ هاپ جون سالم به در برده بودند. لينك موزيك هاشو پايين گذاشتم. ازم پرسيد كوكائين ميخواى؟ گفتمش خيلى وقته كه بيخيالشم. با دو تا رفيقهاش راجع به جور كردنش حرف ميزدند و من خداحافظى كردم و رفتم تو بار. منو برد به حال و هواى اون روزها و زندگى رو دوچرخه تو اون سه چهار سال. با خودم فكر كردم كه شايد بيست سال ديگه كه موهام سفيد شده و صورتم چروك، دوباره ببينمش كه همچنان كوله به پشت و دوچرخه به دست، واسم موزيكاشو بزاره و بعد بهش نگاه كنم و بگم: پسر تو از اون موقع ها تكون نخوردى ها. تو همچنان سلطان گربه
هاى خيابونى هستی

‎شیکاگو ‫-‬ پاییز ۱۳۹۳

Comments

سلطان گربه هاى خيابونى — 2 Comments