پيتزا شب

IMG_9550

‎سه هفته پيش كمى مونده به نيمه شب، دوباره از خونه زدم بيرون. دوباره دوشنبه شب بود. دوباره خيابون هاى كلان شهرِ دروغگو، پر از خالىِ دلِ وامونده ها و جامونده ها بود كه به اميد شليك تك تيراندازِ سرنوشت به قلبشان، خلوت ترين شب هفته رو براى پرسه زدن انتخاب كرده بودند. بعد از مصرف يكى دو پياله آب زهر با قيمت حراج، به اميد شليك تك تيراندازِ سرنوشت به قلب آرزوهام، پياده راه افتادم. جلوى ميكده “باغچه آبجوى نيك” چشمم به يك چهره آشنا خورد. جِف رو دوازده سال پيش تو يه پيتزا فروشى ميديدم. اون سالهاى اول مهاجرت، هر جايى كه توش با بى زبونى ام احساس راحتى ميكردم ميشد پاتوق هفتگى ام. اولين بار دخترى كه كفترانه واسش پرپر ميزدم، من رو اونجا آورد. جِف اون موقع ها مدير “پيتزا مترو” بود. پيتزاى مربعى اصل ايتاليا دونه اى دو دلار و نيم. كل مغازه از پيتزا داوود تو جمهورى هم كوچيك تره و پيتزا شب مشهد جلوش كلى سيسيليه. منو نشناخت. اون موقع ها پسر بچه اى بودم ريقو و خجالتى و پر از خوشبينى هاى آسمانى. اون موقع ها، تَرَك هاى تيزِ تاقهاى تزيين شده به كلماتى چون عدالت، دمكراسى، صلح، برابرى، بهشت، جهنم و آرمان، هنوز پوست و گوشتِ دستهاى ساده لوح ام رو ندريده بود. اون موقع ها، هنوز كتاب خوان بودم و دوچرخه سوار. هنوز باكره بودم و گياه خوار. امشب آدمى رو دوباره ديدم كه هيچ وقت به جز سفارش دادن پيتزا مربعى، تخمِ كلمه اى ديگه گفتن بهش رو نداشتم. غول تشنى بود كله تراشيده و با معشوقه ام همپاله اى قديمى. موقع پيتزا خوردن، نگاه هايشان را با سكوت صيقل ميدادند و من هم در مرزهاى پيتزاى مربع ام، كنجكاوى ام را حبس ميكردم. امشب با رفيق هاش اومده بود بيرونِ بار سيگار بكشه. از كت و كول سابق افتاده بود ولى از جذبه اش چيزى كم نشده بود. از ببر به عقاب تبديل شده بود. بعد از رد و بدل كردن يك بسته كوچيك پودر سفيد با يه دلال سياه پوست كه مثل جن يه هو كنارم ظاهر شده بود، جِف رفت تو كوچه پشتى كه ترتيب جنس رو بده و من موندم و دلال سياه پوست. به اين فكر كردم كه چرا اين اواخر گذرم هى ميفته به موادى ها و مواد فروش ها؟ به ساعت نگاه كردم. دو و نيمِ صبح. جوابم رو گرفتم. ازم پرسيد: چيزى نميخواى داداش؟ علف و كوك و اكس. خانوم هم دارم. با چشمهاى كم نورم تو چشمهاش زل زدم و گفتم: اسمت چيه؟

برای ادامه ماجرا ‫[‬اینجا‫]‬ را کلیک کنید

‎شیکاگو ‫-‬ پاییز ۱۳۹۳

Comments are closed.